تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات قاصدک
قاصدک

روزمره های یک قاصدک

 

فردا :

  1. فردا ایشاا... اگه خدا بخواد اگه اتفاقی نیوفته اخرین امتحان ترم ۲ رو هم می دهیم و تمام میشه میره پی کارش باورم نمی شه به همین زودی سال اول تموم شد ، فقط ۳ سال دیگه مونده.
  2. فردا احتمالا بچه های یونی و علی الخصوص قهرمان کادو های تولدم رو می دن فقط امیدوارم یادشون باشه چون اگه یادشون نباشه خیلی ناراحت می شم ، قهرمان جان که اصلا به روی خودشون نیوردن البته می دونم که یادشه و یه کار هایی هم کرده ، تپل می دونه ولی به من نمی گه .
  3. فردا حنابندون خواهر تپل می باشد ، کلی اصرار کرده که باید بیایی ولی خوب من تازه ساعت ۲ امتحانم شروع می شه بعدشم کلی می خوایم وایسیم با بچه ها خداحافظی و اینا بعدشم که احتمالا با قهرمان تولد بازی داریم  اونوقت من کی میرسم برم حنابندون؟
  4. فردا باید زودتر بیام یونی چون نینو و کوچولو گفتن زود بیا یه کم با هم امار کار کنیم و بنده که قراره برم اشکالات اون ها رو رفع کنم خودم هنوز کامل نخوندم البته من قیل از امتحانها یه دور خونده بودم و یه ۲ باری هم با شاگرد اول کلاس (معدلش ترم پیش ۹۳/۱۹ شد)نشستسم و کلی تمرین حل کردیم و همه چی رو بهم یاد داد ، دستش درد نکنه .

پ.ن۱:این اولین تولدیه که کنار منی احتمالا بهترنش هم خواهد بود.

 

نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 22:25 توسط قاصدک| |

 

 

مشاهده یادداشت خصوصی

پ.ن: کی پسورد می خواد؟

نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 14:18 توسط قاصدک| |

 

بالاخره اون چیزی که ازش می ترسیدم سرم امد  از اول ترم هی غر زدم گفتم این استاد اخر ترم یه سوالی توی امتحان میده که به ما نگفته و به ساعت قبلی ها گفته . هی همه گفتن نه حواسش هست . خود استاد گفت تو هر دوتا کلاس یه چیز می گم نه کمتر و نه بیشتر.

سه روز کامل درس خوندم ، اگه این ۳ واحدی رو هم بد می دادم دیگه فاتحه معدلم خونده شده بود.

امتحان ۱۵ نمره ای بود . ۵تا سوال ۳ نمره ای !! ۵ نمره هم مال امتحان کلاسی ها و اینا بود.

برگه رو که بهم دادن یه لحظه احساس کردم هیچ کدوم یادم نیست. انقدر که بد سوال داد بود همش مقایسه ای و قسمت های قوف العاده سخت . سوال ۲ رو هم که اصلا درس نداده بود به ما ولی به ساعت قبلی ها گفته بود. ۴ تا سوال رو کامل و احتمالا درست نوشتم سوال ۲ هم یه چیز های نوشتم که بچه ها بعدن گفتن نصفیش درسته. استاد هم امد سر کلاس گفت سوال ها واضحه و به هیچ سوالی جواب نمی دم هرچی گفتم اقا این سوال نبود درس ندادی گفت هرچی می دونید بنویسید .

این استاد کلی قهرمان رو دوست داره انقدر باهاش ربطه اش خوبه که حد نداره .

وسط امتحان که ما همه داریم خودمون رو می کشیم که استاد یه راهنمایی کوچولو واسه سوال ۲ کن .

رفته دست انداخته دور شونه قهرمان می پرسه سوال ها خوبه نوشتی که قهرمان هم گفت ۲ رو نمی دونم که اون هم بهش خندید و رفت .

بعد امتحان هم که استاد همه ما رو پیچوند و به حرفمون گوش نداد رفته اون ور تر داره با قهرمان حرف می زنه .

خدا شانس بده .

با تپل از جلوی یه لباس فروشی رد شدیم دیدم کلی جوراب نوزادی گذشته دلم ضعف رفت .

خوشگل نبود ولی کوچولو بود رفتم تو مغازه ۲تا خریدم نمی دونم برای کی ؟

این هم عکسش - - - - > جوراب

پ.ن۱: این نی نی اون بالا عشق منه . الهی قربونش برم با اون چشمای خوشگلش.

پ.ن۲:نسیم جان بهت تبریک می گم ، ایشاا... خوشبخت بشی عروس خانوم

پ.ن۳: خانومی جان خسته نباشی عزیزم . خوشحالم از این که از کنکورت راضی بودی . درصد هات رو هم از وبلاگ نگار دیدم . عالی بودند . افرین .

پ.ن۴: فکر کنم تنها کسی که از مرگ مایکل جکسون ناراحت و شکه نشد من بودم.

اصلا ازش خوشم نمی امد.

 

نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 18:32 توسط قاصدک| |