روزمره های یک قاصدک
فردا : پ.ن۱:این اولین تولدیه که کنار منی احتمالا بهترنش هم خواهد بود. بالاخره اون چیزی که ازش می ترسیدم سرم امد سه روز کامل درس خوندم ، اگه این ۳ واحدی رو هم بد می دادم دیگه فاتحه معدلم خونده شده بود. امتحان ۱۵ نمره ای بود . ۵تا سوال ۳ نمره ای !! ۵ نمره هم مال امتحان کلاسی ها و اینا بود. برگه رو که بهم دادن یه لحظه احساس کردم هیچ کدوم یادم نیست. انقدر که بد سوال داد بود همش مقایسه ای و قسمت های قوف العاده سخت . سوال ۲ رو هم که اصلا درس نداده بود به ما ولی به ساعت قبلی ها گفته بود. ۴ تا سوال رو کامل و احتمالا درست نوشتم سوال ۲ هم یه چیز های نوشتم که بچه ها بعدن گفتن نصفیش درسته. استاد هم امد سر کلاس گفت سوال ها واضحه و به هیچ سوالی جواب نمی دم هرچی گفتم اقا این سوال نبود درس ندادی گفت هرچی می دونید بنویسید . این استاد کلی قهرمان رو دوست داره انقدر باهاش ربطه اش خوبه که حد نداره . وسط امتحان که ما همه داریم خودمون رو می کشیم که استاد یه راهنمایی کوچولو واسه سوال ۲ کن . رفته دست انداخته دور شونه قهرمان می پرسه سوال ها خوبه نوشتی که قهرمان هم گفت ۲ رو نمی دونم که اون هم بهش خندید و رفت . بعد امتحان هم که استاد همه ما رو پیچوند و به حرفمون گوش نداد رفته اون ور تر داره با قهرمان حرف می زنه . خدا شانس بده . با تپل از جلوی یه لباس فروشی رد شدیم دیدم کلی جوراب نوزادی گذشته دلم ضعف رفت . خوشگل نبود ولی کوچولو بود رفتم تو مغازه ۲تا خریدم نمی دونم برای کی ؟ این هم عکسش - - - - > جوراب پ.ن۱: این نی نی اون بالا عشق منه . الهی قربونش برم با اون چشمای خوشگلش. پ.ن۲:نسیم جان بهت تبریک می گم ، ایشاا... خوشبخت بشی عروس خانوم پ.ن۳: خانومی جان خسته نباشی عزیزم . خوشحالم از این که از کنکورت راضی بودی . درصد هات رو هم از وبلاگ نگار دیدم . عالی بودند . افرین . پ.ن۴: فکر کنم تنها کسی که از مرگ مایکل جکسون ناراحت و شکه نشد من بودم. اصلا ازش خوشم نمی امد. 
فقط امیدوارم یادشون باشه چون اگه یادشون نباشه خیلی ناراحت می شم ، قهرمان جان که اصلا به روی خودشون نیوردن البته می دونم که یادشه و یه کار هایی هم کرده ، تپل می دونه ولی به من نمی گه .
اونوقت من کی میرسم برم حنابندون؟
از اول ترم هی غر زدم گفتم این استاد اخر ترم یه سوالی توی امتحان میده که به ما نگفته و به ساعت قبلی ها گفته . هی همه گفتن نه حواسش هست . خود استاد گفت تو هر دوتا کلاس یه چیز می گم نه کمتر و نه بیشتر.![]()
![]()
![]()
نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت
22:25 توسط قاصدک| |
نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت
14:18 توسط قاصدک| |
نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت
18:32 توسط قاصدک| |


