روزمره های یک قاصدک
من فردا امتحان مبانی جامعه دارم در حال حاضر دو فصلم مونده و بقیه فصل ها رو هم که خوندم رسما هیچی بارم نیستا هیچی امتحان تستی هستش امروز هم تاریخ تحلیلی داشتم که خیلی خوب دادم ولی فکر کنم امتحان فردا رو اگه خیلی امداد های غیبی شامل حالم بشه بتونم با ۱۰ پاس کنم اون هم چی یه امتحان ۳ واحدی رو الان هم به شدت سرم درد می کنه حتی نمی تونم رو کتاب رو نگاه کنم دلم می خواد سرم رو بکوبم به دیوار لیلا هم که یه خبر بد داد من کلا خودم رو باختم خدا کنه بتونم پاس کنم پ.ن: ببخشید اگه چند وقته کامنت نمی زارم بعد امتحان ها جبران می کنم چقدر دلم می خواست باهاشون برم مشهد دیشب مامان و بابا و داداشی و خانومش رفتند مشهد و من به خاطر این امتحان های لعنتی مجبور شدم بمونم دیشب ابجی خانوم امد و من رو اورد خونه خودشون بنده هم که تا الان فقط یه کم فلسفه و جامعه شناسی خوندم ای خدا حالا چه خاکی تو سرم بریزم با این امتحانا اگه از اول ترم می شستم مثل بچه ادم یه کم فقط یه کم درس می خوندم هم می رفتم مشهد و هم این طوری واسه امتحانا عزا نمی گرفتم هنوز هم هیچی برای امتحان شنبه ام که روانشناسی عزیز هم هست هیچی نخوندم ای خدا اخه چرا من ادم نمی شم !!؟؟ خلاصه امدم که بگم دعا کنید ما این امتحانای لعنتی رو با نمره های خوب خوب پاس کنیم یه خواهش عاجزانه : قاصدک جان خواهش می کنم ازت لطف کن بشین یه کم درس بخون . * اه اه انقدر بدم میاد از این حراستیه انقدر بدم میاد ازش ** از استاد جامعه شناسی مون هم دیگه داره حالم به هم می خوره *** از دانشگاه دارم می رم بیرون یکی از بچه ها رو می بینم که وایساده کنار در و با ترس و لزر داره بیرون رو نگاه می کنه ، می رم پیشش می گم چی شده ؟ میگه امین امده دم دانشگاه باهاش بهم زده بودم . می گم خوب امده باشه چی کار می خواد بکنه مثلا ؟! می گه دست بزن داره می ترسم ازش تا حالا دو دفعه کتکم زده **** من این پنگول ***** من این برنامه ای که جمعه شبکه ۱ می ده و کارتون های قدیمی رو نشون می ده رو هم خیلی دوست دارم با اینکه خیلی از کارتون هاش رو یادم نیست ****** از دو مورد بالا نتیجه می گیریم که بنده کلا یا خیلی کارتون دوست دارم و به کودک درون عزیزم اهمیت می دم یا دارم عقده ها و کمبود های کارتون دوران کودکی رو جبران می کنم *جشن یلدای وبلاگستان خیلی خوش گذشت **دیروز برنامه امتحانات رو روی برد حیاط زدند ***این هم برنامه قشنگ امتحانای من ۲۱ دی :روانشناسی عمومی **** برای جوجه سی دی شعر های چرا و چیه ***** مقاومت به این معناست که تو اعتمادت را به زندگی از دست داده ای ، اعتمادت را به ان کل یگانه از دست داده ای و می کوشی از ان کل یگانه عاقل تر باشی . (مسیحا برزگر) پ.ن: یه کتاب عالی که بوی یه عطر خیلی خوشبو رو بده ،چــــی میشه
![]()
کلی هم الان ناراحتم .
بعید می دونم از این به بعد هم بتونم چیزی بخونم ![]()
![]()
![]()
، دلم می خواد خفه اش کنم.یه دختر خانوم چادری که زیر چادرش کلاه و شال انداخته و روزش هم چادر سرش کرده
و هفت قلم هم ارایش کرده همراه ما وارد دانشگاه میشه ما همه موندیم که این چه وضع دانشگاه امدنه خیلی راحت از جلوی حراست رد می شه و میره هیچی هم بهش نمی گن . اونوقت این خانوم حراستی هر روز راه می افته توی دانشگاه ، تو سلف ، تو دستشویی
،تو حیاط ، تو راهرو و راه پله و به ما گیر می ده : تو چرا مانتوت کوتاه ، پالتوی تو چرا انقدر تنگه ، موهای تو چرا انقدر بیرونه . اه اه بدم میاد ازش .
، نمی دونم چرا انقدر اصرار داره که هر موضوعی رو به مسائل ج ن س ی
ربط بده بعضی وقتا دیگه دلم می خواد بلند بشم از کلاسم برم بیرون از بس خجالت می کشم
. من نمی دونم چه دلیلی داره وقتی می خواد یه غ س ل رو مثال بزنه حتما ج ن ا ب ت رو مثال بزنه یا وقتی حرف از پایین بودن فرهنگ و درک یه قومی میشه بخواد برای ما مثالی بزنه که مربوط به اموزش استفاده از ک ا ن د و م به این افراد باشه .![]()
از شدت تعجب دیگه نمی دونم چی بهش بگم .
برنامه رنگین کمان رو خیلی دوست دارم ، خیلی با نمکه خیلی تخس و پرو و حاضر جوابه خیلی خوشم میاد ازش انقدر می خندم از دستش وقتی به اون خاله نرگس لوس بی نمک می گه مادر و حرصش رو در میاره ، وقتی میگه رفیقم ماله سطل اشغال زعفرانیه و ... ، عاشق خندیدنشم
بااینکه عروسک زشتیه ولی خیلی بانمکه خیلییییییییییییییییییییییی
ولی خیلی حال می کنم باهاش من و داداشی و مامان با هم می شینیم می بینیم و کلی می خندیدم داداشی و مامان کاملا یادشونه ولی من چون از همون بچگی نمی تونستم جلو تی وی بند بشم و از اون مدل بچه هایی هم نبودم که هر روز سر ساعت مامانم بزارتم جلو تی وی و کارتون چون بچه ارومی بودم و به قول مامانم الان شر شدم . تا دبستان بودم ناظم ها از دستم راضی بودن ولی از دبیرستان تا همین پیش دانشگاهی ناظمی نبوده که از دست من شاکی نباشه ![]()
هی روزگار
،از همه پرشین بلاگی ها تشکر می کنم خیلی زحمت کشیده بودند . اول برنامه که صدای اقای پور محمودی رو شنیدم یاد اون یک ماه و نیم مونده به کنکور افتادم که هر شب ساعت ۱۲ شب می شستم پای رادیو و خط قرمز کنکور رو گوش می دادم چقدر هم براشون sms می فرستادم ، هــــــــــــــی یادش بخیر .
،رفتیم دیدم تاریخ چندتا از امتحانا عوض شده کلیات فلسفه و ریاضی هر دو تو یه روز بودند تو دوتا ساعت پشت سر هم
رسما عزا گرفتم ، بچه های هم که اندیشه برداشته بودند امتحان زبان و اندیشه شون تو یه روز بود ، خدا رو شکر که من تاریخ تحلیلی برداشتم
،اصلا واسه چی تاریخ امتخانا رو عوض کردند ؟؟؟![]()
۲۳ دی زبان عمومی
۳۰ دی تاریخ تحلیلی
۱ بهمن مبانی جامعه شناسی
۶ بهمن امار توصیفی
۷ بهمن کلیات فلسفه - ریاضی ![]()
رو می گیرم ، خونه که می رسم سریع تو کامی خودم سیوش می کنم
یاد اون روزی می افتم که استاد روان می گفت همه ادما از بچگی کردند لذت می برند و من کلی مخالفت کردم و بعد می رم خونه ابجی خانوم و کلی جوجه
رو با یه سی دی خوشحال می کنم .این جوجه ما از وقتی رفته مهد ماشاا... حسابی زبون در اورده و پر حرف شده واییییی انقدر سوال می کنه که حد نداره
من هم که خاله مهربون فداکار با حوصله و مهربونی جوابش رو می دم ![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


