تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers قاصدک


قاصدک

روزمره های یک قاصدک

عمر این وبلاگ هم تموم شد دیگه نه اینجا می نویسم نه هیچ جای دیگه ای الهی که عمر نویسنده این وبلاگ هم خیلی زود تموم بشه .
نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:59 توسط قاصدک| |

زمستان امسال چنان دلچسب نبود .

سه!!! روز گرم یه روز سرد .

نه برف چندانی نه بارون درست و حسابی .

هیچی.

بازم دست خدا درد نکنه که تو این چند روز یه کم برف برامون فرستاد امروز هم که هوا کلی گرم شد .

نصف هفته پیش رو من رفتم خونه خواهرم و کنگر خوردم و لنگر انداختم ! چیه خوب خواهرمه خونه خواهرم نرم خونه کی برم ؟؟

پنجشنبه هم داداشی خودش تنها بدون خانوم زن داداش (ایکون خواهر شوهر خبیث )امد اونجا و ساعت ۱ نصفه شب من و داداشی و خواهرم رفتیم برف بازی اقای شوهر خواهر هم موندند تا جوجه تنها نباشه

نمره هام هم همش امد این ترم انگار با ۵/۱۶ قرار داد بسته بودم چون ۳ تا از درس هام رو ۵/۱۶ شدم یکی رو ۱۷ و یکی رو ۵/۱۷ و یکی دیگه رو ۱۵ معدل هم ۴۳/۱۶

 این ترم هم برنامه ام واقعا عالیه و فقط ۱شنبه و ۵ شنبه می رم یونی ولی از ۷ تا ۱۷ فک کن.

۱ شنبه :فارسی - تنظیم - روان شناسی عمومی ۲ - علم النفس

 ۵شنبه : امار استباطی - فیزیولوژی - متون روانشناسی به زبان های خارجی (همشون ۳ واحدین)

۱۸ واحد هم بیشتر برنداشتم ، همه گفتن ۲۰ تاش کن ولی اگه ۲۰ تاش می کردم مجبور بودم یه روز دیگه هم برم یونی (تنبلی تا چه حد )

باورم نمی شه به این سرعت به قول سارینا از ترم صفری در امدم و شدم ترم دومی

 ترم یک خوب بود هرچند اصلا فکر نمی کردم به این خوبی باشه

 دیروز کاردانی به کارشناسی ها امدن ثبت نام و من نمی دونم دیگه یونی چقدر می خواد شلوغ بشه چند وقت دیگه ارشد ها و کارشناسی ها . البته خوب یه سری هم می رن دیگه

دختر دوست مامانم که تو یونی مون بود این ترم فارغ التحصیل شد و برادر شوهر دختر عموم هم ترم بعد تموم می کنه . چه بد واقعا

شنیدن خاتمی می خواد کاندیدای ریاست جمهوری بشه ؟

انگار می خواستم یه چیزای دیگه ای هم بنویسم ها ولی یادم نیست . (ایکون خسته نباشی قاصدک جان )

اصلاح شد نارنجی جان خواهر شوهر خبیث درست است .

راستی یه چند روزیه بلاگفا بهم کد نمی ده نمی تونم برای بلاگفایی ها کامنت بذارم

 

نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 16:48 توسط قاصدک| |

 

دیروز شهریه ترم جدید رو از طریق بانک پارسیان پرداخت کردم . ولی نمی دونم چرا همش تو سایت برام می زد بدهکار !!

امروز زنگ زدم دانشگاه گفتند پول برگشته تو حسابت . رفتم از طریق ATM چک کردم دیدم بله برگشته!

رفتم بانکی که معلم اقتصاد دبیرستانم اونجا کار می کرد که از شانس خوشگل من اون روز مرخصی بود. تا فیش گرفتم شماره ام رو خوندن و رفتم پیش یه اقایی که بهم گفت کارتت دانش اموزیه( واین کارت رو پیش دانشگاهی که بودم برامون گرفتند.و تو بعضی هاش 20 و تو بعضی هاش 15 تومن بود. مال من 20 تومنی بود) نمی تونیم بهت پول بدیم فقط از ATM می تونی برداشت کنی گفت 400 تومنش رو امروز بردار بقیه اش رو هم فردا بیا بردار

امدم بیرون هر کاری کردم بهم 400 تومن رو نداد  200 تومن زدم باز هم نداد رفتم تو از یه خانم پرسیدم خانوم ج نیستند گفت نه مرخصیه بعد بهم گفت از شاگرداش بودی؟گفتم بله

دیگه ازم پرسید چی کار داری و چی می خوای و کلی حرف زد از دانشگاه خودش گفت اخرش هم گفت برو یه بار دیگه امتحان کن اگه نشد بیا برات یه کاری می کنم .

رفتم امتحان کردم دیدم باز هم نشد .

دوباره رفتم تو شعبه  خانومه گفت برو باجه 10 رفتم باجه 10 خانومی که باجه 9 بود دیروز واسم پول ریخته بود به حساب واستادم کلی هم با اون حرف زدم و مشکلم رو گفتم و بعد هم خانوم 10 با کلی مهربونی و خوشرویی و صبر و حوصله کارم و انجام داد و پولم رو از حساب کشید بیرون

دیگه موقعی که می خواستم از بانک بیام بیرون همه می دونستن من شاگرد همکارشون هستم ، چه مشکلی داشتم و میخواستم شهریه دانشگاهم رو بدم

به نظرم با حوصله ترین و با شعور ترین و مهربون ترین کارمندهای بانک ، کارمندهای بانک پارسیان هستند.

چند هفته پیش جوجه لب ها خشکی زده بود ، مامانش بهش گفت برو خاله برات ویتامین A بزنه هی گفت نه مامان تو بیا اخرش خواهرم گفت چرا خوب برو خاله بزنه دیگه ! می دونید برگشته چی می گی ؟ مگه اخه خاله با من خوب نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!

از یه طرف حرصم گرفته بود از دستش و از یه طرف هم انقدر خوشگل این جمله رو گقت که دلم می خواست بگیرم قورتش بدم ولی بهش اخم کردم و گفتم خاله دیگه باهات قهره

ولی جوجه بعدش امد کلی بوس و بغلم کرد و از دلم در اورد

یعنی واقعا نمی دونم باید چی کار کنم واسه این بچه دیگه ؟! حالا خوبه تا حالا نه دعواش کردم نه کتکش زدم . تازه رابطه مون واقعا باهم عالیه ولی این جمله رو اقا توی مهد یاد گرفتند و خواهرم می گه هرچی میشه می گه اخه فلانی با من خوب نیست فکر کنید یه هی تو خونه بر می گرده می گه اخه بابا با من خوب نیست

فردا انتخاب واحد ترم 2 می باشد .

 

نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 20:12 توسط قاصدک| |

دوشنبه اخرین امتحان ها برگزار شد .

ریاضی و فلسفه داشتم .

فلسفه رو عالی دادم به احتمال خیلی زیاد ۲۰ یا ۱۹ می شم .  اون هم چی یه درس 3 واحدی رو

ریاضی رو اصلا نخونده بودم .

روز امتحان معلوم شد استاد خیلی ها رو حذف کرده و  به یه سری گفته تا دلتون بخواد افتاده داریم .

من هم نرفتم امتحان بدم چون نمره های دیگه از هیچ کدوم از نمره هام خبر نداشتم ترسیدم مشروطم کنه .

جامعه شناسی رو که هیچی نخوندم رفتم سر جلسه فقط یه کتاب رو روزنامه ای خوندم اون همه نه همش رو .

دلم به بغل دستیم گرم بود می دونستم هر طور شده کمکم می کنه .

رفتم سر جلسه سوال ها A و B بود.

مطمئن بودم که 10 هم نمی شم و می افتم .

دیروز نمره ها امد تو سایت و در کمال ناباوری دیدم که 15 شدم . خیلی خوشحال شدم.

بقیه نمره هام هم خوب شدند نسبتا

امشب دوباره سایت رو چک کردم دیدم 5/1 نمره به نمره روانشناسیم اضافه شده خیلی کیف کردم .

پ.ن1:خیلی خوشحالم که این ترم هم با هم هستیم.

پ.ن2:دیشب تصادف کردیم . من و مامان . خوبیم و خدا رو شکر چیزیمون نشده .

پ.ن3:امتحانا خیلی خسته ام کرد خیلی .

نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 21:33 توسط قاصدک| |


Design By : Night Skin